من می توانم
هر آنچه درباره سرطان نمی دانید!مطالب را از سخن اول مطالعه فرمایید 
قالب وبلاگ

در بیشتر مقالات و کتابهاب موجود درباره انواع بیمارییها بیشتر به عوارض داروها پرداخته شده است حال آنکه به نظر من با تجربه ای که پشت سر گذاشتم و چندین مورد از بیمارانی که از نزدیک با آنها در ارتباط بودم بیشتر از انکه عوارض داروها از لحاظ جسمانی بیماران مبتلا به سرطان را تحت فشار قرار دهد عوارض روحی و روانی آسیبهای جدی و جبران ناپذیری را به ایشان می تواند وارد نماید.

از زمان شنیدن خبر بیماری تا پایان دوره درمان همراهان و نزدیکان بیمار به صورت شبانه روزی باید به نیازهای جسمی و روحی بیمار توجه کنند.

اینکه به عنوان مثال هر روز بهترین و مقوی ترین سوپ را جلوی بیمار خود بگذارید اما در لحظاتی که نیاز به خلوت خود دارد و یا می خواهد آزادانه برای تخلیه خود گریه کند اما آغوش مهربان شما یا دست نوازش شما را نداشته باشد و جلوتر از او شما بر سر بکوبید و شیون کنید جوری که هم بیمار هم دیگران هاج و واج به شما نگاه کنند نه به درد بیمارتان خواهد خورد و نه کمکی به خود شما خواهد کرد.

پس چه کنیم؟

مسلما مجموعه توصیه های من در این بخش متناسب با فرهنگ خانواده های محترم و نوع تربیت خانواده ها فرق خواهد کرد پس شما لطفا با تواجه به آداب و رسوم و شناختی که از بیمارتان دارید همه یا بخشی از موارد زیر را برای بیمارتان انجام دهید.

نبایدها:

  ١:از روزی که خبر بیماری را می شونید تا اخرین روز تا جای ممکن با همه سختی ای که می دانم تحمل خواهید کرد جلوب بیمارتان گریه نکنید.

٢:نه خود و نه دیگران اجازه ندارید به او بگویید چرا تو؟؟؟چرا باید این اتفاق برای تو می افتاد؟؟  (علت:خود بیمار به اندازه کافی در مغزش چراهای مختلف دارد او را با سوالاتی که برای آنها جوابی وجود ندارد آزار ندهید.)در ضمن هیچ وقت این سوال جوابی ندارد..

٣:در مواردی که احساس می کنید معذب است و می خواهد تنها باشد اصرار نداشته باشید حضور داشته باشید.

مهم:بیمارن مبتلا به سرطان به علت داروهای زیادی که مصرف خواهند کرد مرتب نیاز به خارج کردن باد معده دارند و این مورد ممکن است در اختیار آنها نباشد.یا ممکن است ترش کنند و آروغ بزنند. به هیچ عنوان ایشان را مسخره نکنید،نخندید !اخم نکنید اجازه دهید کاملا راحت باشند چون پزشکان و پرستاران هم کاملا این موضوع را می دانند و با آن مشکلی ندارند.بدون اینکه باعث خجالت بیمارتان شوید با او رفتار کنید.

۴:جلوی بیمارتان درباره بیماری تا جای ممکن صحبت نکنید برای اینکه از زیر سوال بیمارتان در بروید به او بگویید.اینها مسئله مهمی نیستند که تو فکرت را با آن مشغول کنی تو فقط استراحت کن و به خوب شدن فکر کن.

۵:بیمارتان را تا جای ممکن از مشکلات مالی مطلع نکنید!نگذارید نگران هزینه های درمان باشد و یا اینکه مبادا اجاره خانه عقب بیفتد و ..... کوچکترین استرس برای این بیماری سم است!

۶:از ملاقات فرد یا افراد افسرده،ضعیف،کم حوصله،افرادی که کنترل احساسات را ندارند و راحت گریه می کنند و ..... با بیمارتان جددا خودداری کنید.حتی تماس های تلفنی این افراد را همراهان دائمی بیمار که بسیار خسته و آسیب پذیر هستند جواب ندهند (اطلاعات مربوط به قسمت عیادت از بیماران مبتلا به سرطان را در آرشیو مطالعه فرمایید)

٧:هم زخمی: هم زخم کسی است که مشکلات یا مشکلات شبیه ما را دارد.در بسیاری از موارد بهتر است افراد خودشان را با دیگران مقایسه نکنند و این یکی از همان موارد است.نباید بیمار شما خودش را با کس دیگری مقایسه کند چون اگر آن شخص فوت کند یا فوت کرده باشد آسیب روانی بسیار زیادی بیمار شما خواهد دید.

هیچ مشکلی شبیه مشکل دیگر نیست چون به تعداد افراد جهان مسائل گوناگون وجود دارد پس نه شما خودتان را با کسی مقایسه کنید و نه به بیمارتان این اجازه را بدهید.

بایدها: به زودی ..........

[ ۱۳٩٠/۱/٢٠ ] [ ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ] [ یاسمین زرگری ] [ نظرات () ]

هر لحظه در درونم با خودم فریاد می زدم که آرام باش،افشین به تو احتیاج دارد..هنوز که چیزی معلوم نیست.. و چشمهای نگران او که مبهوت به من نگاه می کرد ..گویی که تمام پاسخ های دنیا را روی صورت من می تواند پیدا کند..

لام خونش را از آزمایشگاه گرفتیم و به تهران کلینیک مراجعه کردیم به لطف جناب آقای طاهری با متخصص خون تماس گرفته بودند و در اورژانس منتظر ما بود.چون جمعه بود و دسترسی به متخصص بسیار سخت بود.

ایشان تا آمدند افشین را معاینه کردند و جواب آزمایش خون را دیدند.

من را صدا کردندند و پرسیدند "آیا شما همسر این آقا هستید" ؟ گفتم بله

و گفتند باید با شما خصوصی صحبت کنم....از جلوی چشم افشین کنار رفتم و دکتر گفت ٩٠% همسر شما مبتلا به Acute myeloid leukemia"  AML "و ALL  "Acute lymphoblastic leukemia "  هستند.(دو نوع از انواع سرطان خون). و به من توصیه کردند همین الان به بیمارستان شریعتی بروید و ایشان را به اورژانس خون معرفی کنید چون به دلیل پایین بودن پلاکت هر لحظه احتمال خون ریزی داخلی وجود دارد!

10 قدم با افشین فاصله داشتم و در همین 10 قدم تصمیم خودم را گرفتم "باید بداند"

*در جهان دو نظریه درمانی وجود دارد، یک:به بیمار واقعیت را بگویید و دو:واقعیت را از بیمار پنهان کنید

من همیشه طرفدار روش اول بوده ام و هستم اما در بیمارستان تجربه کردم که گفتن یا نگفتن واقعیت به بیمار کاملا بستگی به سطح دانش،آگاهی و فرهنگی دارد که او در آن متولد شده و با آن زندگی کرده است.چون به چشم خانمی را در بخش خون دیدم که در عرض کمتر از دو هفته بعد از تشخیص بیماری از ترس بیماری در گذشت!

اما افشین را خوب می شناختم اگر از من نمی شنید انقدر می پرسید تا بفهمد و آن وقت دیگر در طول درمانش به من اعتماد نمی کرد!

و نکته دقیقا همین است باید بیمار حد اقل به 1 یا دو نفر در طول درمانش اعتماد داشته باشد تا بتواند حتی بدترین حال و احساس خود را بدون کوچکترین نگرانی از عواقب آن بیان کند.

پس با اینکه از درون صدای شکسته شدن بندبند وجودم را می شنیدم به او نزدیک شدم و با آرامش در حالی که او را نوازش می کردم واقعیت را به او گفتم.

نتیجه:

1:نتیجه آزمایش را فقط  به متخصص نشان دهید.

تعریف: واژه هماتولوژی از دو بخشhaemato به معنی خون وlogy به معنی شناختن تشکیل شده است، لذا هماتولوژی به معنی علم بررسی بافت خونی سالم و بیماریهای آن میباشد.

واژه دیگری که احتمال زیاد معنی آن را می دانید انکولوژی به معنی سرطان شناسی است.

*پس به یا داشته باشید در مورد انواع مختلف سرطان به انکولوژیست مراجعه کنید اما در مورد انواع بیماری خونی و سرطان خون باید به هماتولوژیست مراجعه کنید.

2:آب قند را فراموش نکنید،شوخی نمی کنم بعد از شنیدن خبرهای اولیه برای اینکه دچار افت فشار نشوید کمی بنشینید و آب قند یا آب میوه شیرین بخورید.

3:برای تخلیه نگرانی و داد زدن و گریه کردن به اندازه کافی وقت خواهید داشت پس الان به هیچ کس و هیچ چیز جز بیمارتان فکر نکنید.آرامش،لبخند و نوازش تنها چیزهایی هستند که او به آنها نیاز دارد پس گریه را فراموش کنید!

نمی توانم وجود ندارد اگر نمی توانید به خانه بروید! و پرستاری را به دیگران بسپارید!خشک و خشن می نویسم؟؟؟؟؟اشکالی ندارد! می نویسم تا بدانید امروز دیگر روز شما نیست!از امروز تا روز درمان باید تمام و کمال بدون کوچکترین چشمداشت عشق بورزید و امید دهید! اول صحبتهایم که گفتم! این یکی از سخت ترین لحظات زندگی شماست.پس کفش آهنی بپوشید و آماده شوید!در این راه تنها نیستید شما می توانید!

4:حتی ثانیه ها را از دست ندهید!

5:تا این مرحله باز هم توصیه می کنم تا جای ممکن از این موضوع با همه صحبت نکنید!فقط کسانی که به شما از همه نزدیکتر هستند!علتش را در نوشته های بعد خواهید فهمید!

6:در مورد سرطان خون بیمارستان شریعتی و بیمارستان امام را به شما توصیه میکنم به دلایل بسیار زیادی که باز هم بعدا خواهم نوشت.

[ ۱۳۸٩/۸/٥ ] [ ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ ] [ یاسمین زرگری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یاسمین زرگری لیسانس مدیریت بازرگانی مدیر عامل و موسس شرکت دکووال و مدیر سایت دکووال www.decowall.ir سابقه بیش از 14 سال فعالیت داوطلبانه در موسسه خیریه محک, علاقمند به خدمت رسانی به بیماران مبتلا به سرطان و علاقمند به روشهای مختلف طب مکمل.
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب
Flash banner maker online