شیمی درمانی

مدتی از شما دور بودم و ننوشتم."من می توانم" ادامه دارد و لطفا تاخیر های احتمالی را بر من ببخشید.

قبل از اینکه مرحله شیمی درمانی افشین شروع بشه من هم مثل هر فرد دیکری از شنیدن شیمی درمانی مو به تنم راست می شد و هیچ ایده ای از اینکه چه بر ما خواهد گذشت نداشتم.اما این تجربه هم مثل هر تجربه دیگری در پروسه این بیماری وقتی اتفاق بیفته کم کم عادی میشه و بیمار و همراهان کاملا یاد می گیرند در طول این دوران چه کارهایی باید انجام بشند و چه کارهایی نبایند انجام بشوند.

اولین شیمی درمانی شروع شد صبح ساعت 9 پرستاران خوش رو و مهربان بخش با داروهایی که آماده کرده بودند و در سرمها ریخته بودند وارد اتاق ما شدند.هم افشین باید درمان می گرفت و هم دو هم تختی دیگرش.

رنگ مال ما قرمز بود و تختهای بغلی زرد و نارنجی! این اولین تجربه بود.یاد گرفتیم که وقتی گفته میشه شیمی درمانی همه بیماران یک نوع دارو رو نمی گیرند.معمولا اولین دارو سبک تره تا واکنش بدن بیمار روو نسبت بهش بسنجن و بعد درمان در رژیمهای مختلف ادامه پیدا خواهد کرد.مثلا افرادی که هستند که در 3 روز پشت سر هم درمان می گیرند و برخی دیگه مثل افشین که یکی از شدید ترین شیمی درمانی ها روش انجام شد یک بار صبح دارو می گرفت یک بار شب و یک روز در میون این کار تا 3 نوبت تنجام میشد که بهش میگن رژیم 7/3 یعنی 3 روز درمان در طول یک هفته.

لطفا مطالب زیر رو به دقت مطالع کنید:

آماده کردن داروها:

1:طبق توصیه پزشک معالج داروها رو سریعا تهیه کنید

2:از داروخانه سوال کنید که کدام دارو باید در یخچال نگهداری شود و کدام خارج از یخچال؟

3:به تاریخ تولید و انقضای داروها خصوصا در دوران تحریم توجه کنید.

4:اسامی داروهای بیمار خود را به خاطر بسپارید پرستارها داروها را از شما تحویل می گیرند.

آماده کردن بیمار

١:از شیرین ترین چیزها با او سخن بگویید

٢:از او بخواهید در هنگام گرفتن دارو تا جای ممکن سعی کند بخوابد که زمان زود بگذرد.

٣:به او یاد آور شوید اگر آرامش و ایمان داشته باشد این روزها خیلی سریع خواهند گذشت.

۴:اکثر داروهای شیمی درمانی رنگی هستند و اگر روی لباس بیمار بریزند باید سریعا شسته شوند تا ایجاد لک نکنند)در مورد بیمارانی که لباس بیمارستان را نمی پوشند).

۵:اگر دیدید که بیمارتان خسته یا عصبی یا ناراحت است و نیاز به تنهایی دارد حتما به او این فضا را بدهید.یادتان باشد این روزها همگی متعلق به او هستند و نباید ناراحت شوید!

۶:لبخند فراموش نشود!

٧:از پرستار و پزشک سوال کنید که آیا باید اتاق تاریک باشد یا نه؟

مهم:در طول زمانی که بیمار در حال گرفتن داروست و چند ساعت بعد از آن اتاق بیمار باید کم نور یا تاریک باشد.چون داروی مورد نظر روی چشمانش تاثیر میگذارد و دردناک می شود اگر امکان تاریک کردن اتاق را نداشتید از عینک دودی تیره حتما استفاده شود.اکثر پزشکان در این دوران قطره چشمی آزیترومایسین تجویز میکنند و لطفا اگر این کار انجام نشد از پزشک سوال کنید چون ممکن است فراموش کرده باشند یا لازم نباشد.به رنگ چشمان بیمار توجه کنید کم کم برق چشم و اشک چشم کم می شود که این از تاثیرات داروست و نیاز به قطره شستشو یا اشک مصنوعی حتما هست.این اقدامات همه برای این است تا در آینده بیمار شما با مشکلاتی در دید روبه رو نشود.مثلا افشن الان با همه ملاحظاتی که ما کردیم چشمش برای مطالعه ضعیف شده و دچار سوزش می شود.

مواد غذایی

باید ها و نبایدهای زیادی در این دوران وجود دارد که همگی با تجربه بیشتر می شوند

مثلا در جایی خوانده بودم هندوانه برای دوران شیمی درمانی بسیار عالیست و سردی بودنش بسیار به بیمار کمک می کند چون شیمی درمانی بسیار طبع گرمی دارد اما متاسفانه افشین با هندوانه بسیار با مشکل رو به رو میشد و دچار افت شدید فشار و اسهال می شد.پس شما هم اگر جایی مطالبی درباره بایدها و نبایدهای خوردن در این دوران خوانده اید یا شنیده اید ممکن است با برخی موارد روبه رو شوید که با بیمار شما سازگاری ندارد.

اما یک نباید اصلی و مهم وجود دارد:

اکثر بیماران بعد از شیمی درمانی دچار تهوع یا اسهال می شوند.اولا آمپول ضد تهوع را پیگیری کنید که قبل از شروع درمان حتما به بیمارتان تزریق کنند در برخی بیماران نوع خارجی سریعتر جواب می دهد و در برخی ایرانی ناچارید خودتان تجربه کنید.اگر با وجود دریافت آمپول باز هم بیمار تهوع داشت به پرستار اطلاع دهید تا برای بار دوم تزریق شود.اگر باز هم ادامه داشت ناچارید صبر کنید تا دوران درمان تمام شود.

خوردن لبنیات ممنوععععععععع.خصوصا شیر حذذذذذففففف!!!!!

ادامه مطلب به زودی......

/ 10 نظر / 56 بازدید
مریم

باارزوی شفای همه بیماران وبلاگت زیباست خوش حال میشم سربزنی bastan20.persianblog.ir

قاسم

خدا قوت.یاداوری لبخند جالب است.اگر چه آسان نیست.

شاپرک

یاسمین جان ... نمیدونم چطوری همه این مطالب رو میتونی انقدر ریز ریز به یاد بیاری اما واقعا دستت درد نکنه. امیدوارم سالهای سال کنار هم خوب زندگی کنین. شما دو تا قدر زندگی رو خیلی بهتر میدونین . وقتی نمینویسی نگرانت میشویم.

یاسمین

شاپرک جان هنوز زمان زیادی از این تجربه نگذشته و ثانیه به ثانیه اون لحظه های نفس گیر اما سازنده رو به یاد دارم و به یاد خواهم داشت تا بتونم همیشه شکر گذار باشم چه برای داشته هام چه برای نداشته هام...

بهار

یاسمین جان...مادر من مبتلا به سرطان سینه بود با درجه پیشرفت بسیار بالا hr2+. خدا رو شکر الان دیگه هیچ اثری از بیماری نیست.دوران فوق العاده سختی بود ولی خیلی زود تمام میشه ....2 سال طول کشید اما اعتقاد به اینکه باید خوب بشه باعث شد این 2 سال وحشتناک زود بگذره......بیمارستان مهر اگرچه هزینه بالایی داشت اما رفتار پرسنل خیلی خوب بود.....و دکتر سلیمی خون و انکولوژی تمام سعی خودشو میکنه.

شبنم صمدزاده

یاس گل عزیزم امیدوارم افشین جان با روحیه خوب خودت و انرژی خوبی که در او ایجاد می کنی به خوبی بهبود پیدا کنه و زندگی شیرین و آرام تون رو زیبا تر کنه. خیلی دوستون دارم خدا قوت

شبنم صمدزاده

سلام . یاسی می خواستم بهت بگم که تو واقعا یه مدیری! مدیریت بیماری یکی از سخت ترین نوع مدیریت هاست چون تو اول باید دل خودت رو گنده کنی ولی الان که می بینم علاوه بر اینکه به خوبی انرژی تو داری برای مسایل کاری و زندگیت می ذاری واین وبلاگ فوق العاده رو درست کردی - با این دقت و حساسیت ،که به درد هر کسی می خوره -واقعا بهت تبریک می گم و افتخار می کنم که چون تو انسانی با من رابطه خویشی - هرچند دور- داره. من الان تو وضعیت مناسبی نیستم و ماه 8 بارداری رو طی می کنم ولی هر کمکی خواستی دریغ نکن. بوس

شهرام

سلام شما خيلي آدم بزرگي هستيد. با تشكر فراوان

زهرا

شما هنوزم به آدمایی که سرطان دارن کمک می کنید؟! کمک روحی و روانی منظورمه لطفا جواب رو به ایمیلم بفرستید بی صبرانه منتظرم

زهرا

این آدرس ایمیلم هست