رگهای بیمار

در صورتی که لازم باشد بیمار چند دوره شیمی درمانی بشود و این دوره ها به هم نزدیک باشند اکثر پزشکان محترم port یا سیوی لاین را برای بیمار کار می گذارند که از طریق آن شیمی درمانی انجام شود و اگر خوب نگهداشته شوند و مرتب ضد عفونی شوند و پانسمان انها خصوصا سیوی لاین 2 روز یکبار عوض شود تا 6 ماه هم باقی می مانند و لازم نیست از رگ دستها یا پاها استفاده شود.

اما اگر بیمار شما برای درمان از رگ دست استفاده می کند کم کم رگها دردناک شده و قابل استفاده نخواهند بود خصوصا دقت کنید اگر بیمار نیاز به ویتامین دارد و سرم پتاسیم دریافت می کند رگ خیلی زود خراب می شود و باید رگ جدیدی برای بیمار توسط پرستار گرفته شود.

در مورد دریافت پتاسیم لطفا سرعت دریافت دارو را دستکاری نکنید هرچه آرامتر پتاسیم در رگها جریان داشته باشد رگ دیرتر دچار سوزش یا درد می شود.

در بسیاری موارد به علت خراب شدن رگ توسط پتاسیم ،پتاسیم خوراکی تجویز میشود که بسیاااااااار شور است.در این مورد پتاسیم را با آب پرتقال قاطی کنید که شوری آن کمتر شود.بقیه آب میوه ها را پیشنهاد نمی کنم چون به گفته خود بیماران بسیار بدمزه تر می شود.

می توانید با آرامش همانند نوازش رگهای بیمارتان را ماساژ دهید و در صورت عدم منع پزشکی از آناناس تازه برای بهبود سریع تر رگها در تغذیه بیمارتان استفاده فرمایید.

در مورد کمپرس حوله ولرم با پرستار مشورت کنید .

/ 3 نظر / 33 بازدید
مریم

سلـام یاسمین عزیزم ؛ من یه دختر 23 هستم ، یه ساله پیش از دیماه 87 تا دیماه 88 هوچکین گرفتم [لبخند] و درمان شدم ، الان گهگاه تو سایت تبیان میرم از حال هوچکینیا باخبر میشم و اندک روحیه ای نثارشون میکنم و برمیگردم ، راستش این احتمال رو هم میدم که شاید دوباره برگرده ! نمیدونم ، شاید راستش وقتی دیدم ناتوانم و هیچیش به من بستگی نداره کلا خودمو به خدا واگذار کردم نمیدونم چرا اینها رو برای شما مینویسم ولی راستش ازت خوشم اومد هم از لبخند توی عکست هم از چشمای عمیقت هم فعالیت داوطلبانه در موسسه خیریه هم اینکه خانم فعالی هستین و احتمال قوی میدم که موفقی خیلی موفق منم موفقم [لبخند] البته در حد خودم ؛ یاسمین جان نمیدونم ولی برای خلق خدا کار کردن خیلی لذت بخشه و لذت بخش تر از اون وقتیه که عین کاری که برای بقیه کردی رو خداوند تحویلت میده [لبخند] منم تقریبا فارغ التحصیل نرم افزارم ، یعنی پروژه ام مونده ، عاشق خدام و میخوام مسیرم رو به سمت خدا پیش ببرم ، من فکر میکنم این حس تو وجود همه ی آدما هست که میخوان به مبداشون برسن [لبخند]راستش به شمارش معکوس تعداد کلمات مجاز نگاه میکنم ببینم تا کی میتونم برات بنویسم [خنده] یا

یاسمین

مریم جان:از اینکه خوبی و پر امید در حال جنگیدنی بهت تبریک میگم.مهم اینه که هر کسی رسالت خودش رو توی این زندگی پیدا کنه و پیش بره و هیچ وقت متوقف نشه شمارش معکوس وجود نداره عزیزم در لحظه زندگی کن و از تک تک لحظات تلخ و شیرین لذت ببر.برات آرزوی سلامتی جاودان دارم.در روشنایی باشی

مریم

سلام یاسمین عزیزم ؛ از حرفای قشنگت ممنونم ؛ اگه به این پست (رگهای بیمار) یه سری بزنی ، تاریخ آخرین نظر من رو متوجه خواهی شد ! پارسال 30 بهمن 89 !!! من ترجیح میدم نظراتم رو توی این پست بگذارم چون نمیدونم چطوری بگم ، من با رگهام یه جورایی مشکل دارم یاشاید اونا با من !!! [خنده] ، خداروشکر خوبه خوب شدم و مشکل بزرگم که نمیدونم چطوری حل میشه رگهامه ! [رویا] از بعد از شیمی درمانیم رگهام فوق العاده ضعیف شدند که از نام سی تی اسکن با کنتراست چندان خوشم نمیاد ! چون نیاز به رگ گیری داره ؛ به همین علت پرستارایی که توی اورژانس بیمارستانها هم کار میکنند به سختی رگ من رو پیدا میکنن راهی سراغ داری که به تقویت رگها کمک کنه ؟ که همچین این رگای ما رو کت و کلفت کنه ؟ البته فعلا خوبم ها ! برای بعدن میگم [چشمک] موفق باشی و مثل همیشه شاد و پرانرژی خانوم خانوما یاعلی[عینک]