برطرف کردن آسیبهای روحی و روانی بیماران مبتلا به سرطان

در بیشتر مقالات و کتابهاب موجود درباره انواع بیمارییها بیشتر به عوارض داروها پرداخته شده است حال آنکه به نظر من با تجربه ای که پشت سر گذاشتم و چندین مورد از بیمارانی که از نزدیک با آنها در ارتباط بودم بیشتر از انکه عوارض داروها از لحاظ جسمانی بیماران مبتلا به سرطان را تحت فشار قرار دهد عوارض روحی و روانی آسیبهای جدی و جبران ناپذیری را به ایشان می تواند وارد نماید.

از زمان شنیدن خبر بیماری تا پایان دوره درمان همراهان و نزدیکان بیمار به صورت شبانه روزی باید به نیازهای جسمی و روحی بیمار توجه کنند.

اینکه به عنوان مثال هر روز بهترین و مقوی ترین سوپ را جلوی بیمار خود بگذارید اما در لحظاتی که نیاز به خلوت خود دارد و یا می خواهد آزادانه برای تخلیه خود گریه کند اما آغوش مهربان شما یا دست نوازش شما را نداشته باشد و جلوتر از او شما بر سر بکوبید و شیون کنید جوری که هم بیمار هم دیگران هاج و واج به شما نگاه کنند نه به درد بیمارتان خواهد خورد و نه کمکی به خود شما خواهد کرد.

پس چه کنیم؟

مسلما مجموعه توصیه های من در این بخش متناسب با فرهنگ خانواده های محترم و نوع تربیت خانواده ها فرق خواهد کرد پس شما لطفا با تواجه به آداب و رسوم و شناختی که از بیمارتان دارید همه یا بخشی از موارد زیر را برای بیمارتان انجام دهید.

نبایدها:

  ١:از روزی که خبر بیماری را می شونید تا اخرین روز تا جای ممکن با همه سختی ای که می دانم تحمل خواهید کرد جلوب بیمارتان گریه نکنید.

٢:نه خود و نه دیگران اجازه ندارید به او بگویید چرا تو؟؟؟چرا باید این اتفاق برای تو می افتاد؟؟  (علت:خود بیمار به اندازه کافی در مغزش چراهای مختلف دارد او را با سوالاتی که برای آنها جوابی وجود ندارد آزار ندهید.)در ضمن هیچ وقت این سوال جوابی ندارد..

٣:در مواردی که احساس می کنید معذب است و می خواهد تنها باشد اصرار نداشته باشید حضور داشته باشید.

مهم:بیمارن مبتلا به سرطان به علت داروهای زیادی که مصرف خواهند کرد مرتب نیاز به خارج کردن باد معده دارند و این مورد ممکن است در اختیار آنها نباشد.یا ممکن است ترش کنند و آروغ بزنند. به هیچ عنوان ایشان را مسخره نکنید،نخندید !اخم نکنید اجازه دهید کاملا راحت باشند چون پزشکان و پرستاران هم کاملا این موضوع را می دانند و با آن مشکلی ندارند.بدون اینکه باعث خجالت بیمارتان شوید با او رفتار کنید.

۴:جلوی بیمارتان درباره بیماری تا جای ممکن صحبت نکنید برای اینکه از زیر سوال بیمارتان در بروید به او بگویید.اینها مسئله مهمی نیستند که تو فکرت را با آن مشغول کنی تو فقط استراحت کن و به خوب شدن فکر کن.

۵:بیمارتان را تا جای ممکن از مشکلات مالی مطلع نکنید!نگذارید نگران هزینه های درمان باشد و یا اینکه مبادا اجاره خانه عقب بیفتد و ..... کوچکترین استرس برای این بیماری سم است!

۶:از ملاقات فرد یا افراد افسرده،ضعیف،کم حوصله،افرادی که کنترل احساسات را ندارند و راحت گریه می کنند و ..... با بیمارتان جددا خودداری کنید.حتی تماس های تلفنی این افراد را همراهان دائمی بیمار که بسیار خسته و آسیب پذیر هستند جواب ندهند (اطلاعات مربوط به قسمت عیادت از بیماران مبتلا به سرطان را در آرشیو مطالعه فرمایید)

٧:هم زخمی: هم زخم کسی است که مشکلات یا مشکلات شبیه ما را دارد.در بسیاری از موارد بهتر است افراد خودشان را با دیگران مقایسه نکنند و این یکی از همان موارد است.نباید بیمار شما خودش را با کس دیگری مقایسه کند چون اگر آن شخص فوت کند یا فوت کرده باشد آسیب روانی بسیار زیادی بیمار شما خواهد دید.

هیچ مشکلی شبیه مشکل دیگر نیست چون به تعداد افراد جهان مسائل گوناگون وجود دارد پس نه شما خودتان را با کسی مقایسه کنید و نه به بیمارتان این اجازه را بدهید.

بایدها: به زودی ..........

/ 11 نظر / 69 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناصر یوسف زاده

سلام! از دیدن وبلاگتون بسیار بسیار خوشحال شدم خان زرگری! خیلی ایده خوبیه که تجربیات گرانقدرتون رو با مردم و بقیه بیمار ها به اشتراک میذارید! :) من حتما با عزیزانی که به نوعی درگیر هستند در مورد وبلاگتون صحبت می کنم و توصیه خواهم کرد بهش سر بزنن. خدا قوت :)

فرید

سلام , همچون گذشته مطالبتون خوب بود , من با اجازه شما لینک این مطلب رو توی وبلاگم میذارم , موفق باشید.

یاسمین

فرید عزیز از شما ممنونم نیازی به گرفتن اجازه نیست هر جا این اطلاع رسانی انجام بشه بسیار خوشحال خواهم شد.

مینا

سلام خوبید؟ من هم عزیزترینم دچار این بیماری هست. البته خون نیست ولی سرطان . . . ممنون که این اطلاعات و میدین خیلی مفید هستن با اجازتون لینک وبلاگتون رو تو وبلاگم میذارم.

یاسمین

مینای عزیز آروزی صبر،آرامش و امید برای هر دوی شما دو بزرگوار دارم.خوب باشی عزیزم

الهام

با سلام و تشکر ویژه سال گذشته بود که متوجه شدیم پدرم سرطان ریه داره . خوشبختانه با همکاری خواهران و برادرانم نگذاشتیم نه پدر و نه مادرم متوجه بیماری بشن شیمی درمانی که تا حالا جواب داده بعدش هم خدا بزرگه . و من هم به شکرانه این موضوع ماهانه یک مقدار ناقابل به صندوق حمایت از بیماران سرطانی واریز می کنم

sara

سلام جالب بود

shimash

سلام اول ممنون دوم خوب چرا از اول پزشکی نخوندید؟[تعجب][سوال]هر چند وبلاگ من با وب شما زمین تا اسمون فرق داره ولی منتظر جوابم.درضمن من خودم عاشق پزشکیم[قلب]

آیلین

شما را سپاس بانو جان...[گل]

آریانا

سلام ممنون بابت این همه حرف... وقتی میخونمشون قلبم به درد میاد چون تک تکشون رو هر روز دارم حس میکنم..... مخصوصن مشکل روحی و روانی...که به شدت آزارم میده... هیچکس نمیتونه بفهمه و وقتی این جارو خوندم باید یه تشکر اساسی ازتون بکنم... همیشه کنار بیماران باشین و ...هیچوقت هیچکس کنارم نبود تو اون روزای سخت... و این روزای سخت..... واسم دعا کنین... روزایی هست که آرزوی مرگ میکنم... اوووف[گل]